3.7.3. نقش مهم مردم در مشروعيت حكومت اسلامي
نقش مردم در دو جنبه قابل بررسي است: يكي در مشروعيت بخشيدن به حكومت اسلامي و ديگري در عينيت بخشيدن به آن.
به اتّفاق نظر مسلمانان مشروعيت حكومت رسولالله(ص) از سوي خداي متعال بوده است; يعني خدا حق حكومت را به ايشان عطا فرمود. ولي در تحقق حكومت پيامبر(ص) نقش اساسي از آن مردم بوده است; يعني آن حضرت با يك نيروي قهري حكومت خويش را بر مردم تحميل نكرد، بلكه خود مسلمانان از جان و دل با پيامبر بيعت كرده، و با رغبت حكومت نبوي را پذيرا شدند. كمكهاي بي دريغ مردم بود كه باعث تحكيم پايههاي حكومت پيامبر گشت.
در مورد مشروعيت حكومت امامان معصوم(ع) ميان اهل تسنن و شيعيان اختلاف نظر وجود دارد. اهل تسنن بر اين عقيدهاند كه حكومت هركس ـ بجز رسولالله(ص) - با رأي مردم و بيعت آنان مشروعيت مييابد. آنها معتقدند اگر مردم با حضرت علي(ع) بيعت نكرده بودند، حكومت آن حضرت نامشروع بود. ولي شيعيان معتقدند مشروعيت حكومت ائمّه معصومين(ع) با نصب الهي است، يعني خداي متعال است كه حق حكومت را به امامان معصوم(ع) واگذار كرده است و پيامبراكرم(ص) نقش مبلّغ را در اين زمينه داشتهاند. ولي در تحقق بخشيدن به حكومت ائمّه(ع) بيعت و همراهي مردم نقش اساسي داشته است، از اين رو علي(ع) با اينكه از سوي خدا به امامت و رهبري جامعه منصوب شده بود و حكومت ايشان مشروعيت داشت ولي 25 سال از دخالت در امور اجتماعي خودداري كرد، زيرا مردم با ايشان بيعت نكرده بودند. ايشان با توسّل به زور حكومت خويش را برمردم تحميل نكرد. در مورد ديگر ائمّه نيز همين سخن درست است.
اگر معيار مشروعيت حكومت را عدالت و يا ارزشهاي اخلاقي بدانيم آنگونه كه در نظرية چهارم و پنجم بيان شد، مشروعيت دستورها و اوامر حكومت توجيه شده است، ولي نسبت به دليلِ مشروعيت حاكمان سخني گفته نشده است; يعني اگر قانوني عادلانه و يا تامين كننده ارزشهاي اخلاقي بود، اعتبار و مشروعيت مييابد، همانگونه كه در نظرية چهارم و پنجم مطرح شده است. با اين سخن اعتبار قابل قبول، قانون تثبيت شده است ولي سخن در اعتبار و مشروعيت حاكم است كه به چه معياري حق فرمان دارد؟
به عبارت ديگر: وقتي قانون و دستوري عادلانه بود، لازمالاجراست، ولي چرا اجراي اين قانون بهدست شخص حاكم باشد؟ عادلانه بودن فرمان، توجيهگر حكومت شخص يا گروه خاصي نيست. اين ايراد در نظرية چهارم و پنجم بدون جواب مانده است.
اگر نظرية ششم را بپذيريم، اشكالات وارده برنظريات قبلي، بر اين نظريه وارد نيست. چون همة كساني كه بهوجود خدا معتقد هستند، خدا را مالك و سلطان «داراي تسلّط تكويني بر مردم» ميدانند.
بقيه را در ادامه بخوانيد

