
اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده اند كه: اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه دار داده ميشود اين است كه فرشته اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:
قربانعلي هادي
اشاره:
اين پژوهش برآن است كه دموكراسي را بهكوتاهي تعريف و پس از آن، تطابق و يا عدم تطابق آن، با اسلام خصوصاً با سيرة امام علي(ع) مورد برسي قرار ميگيرد، كه از آن ميان به مشروعيت و مقبوليت، حكومتها بويژه حكومت الهي و دموكراسي، اشاره دارد. و تبيين ميكند كه اعتبار اكثريت و اقليت در يك حكومت چگونه است، و چه تأثيري در حكومت و حكمراني خواهد داشت.
[1] . Democracy.
[2] . فرهنگ علوم سياسي، داريوش آشوري، ص 88؛ فلسفة سياسي اسلام، اسماعيل دارابکلايي، ص 198ـ200، دفتر تبليغات اسلامي.
بخش دوم: اثبات امر قضاوت شده
1. در برخي از آيات قرآن كريم، از جمله آيه 36 سوره احزاب چنين آمده است كه اگر خدا و رسول او نسبت به امري قضاوت نمايند هيچ مؤمن و مؤمنه اي حق ندارد برخلاف آن قضاوت نمايد. بنابراين، امر قضاوت شده يك اصل ثابت و غيرقابل تغيير مي باشد: (و ما كانَ لِمؤمن و لامؤمنة اِذا قَضَي اللهُ و رسولُهُ امراً اَن يكونَ لَهُم الخيرةُ مِن اَمرهم); هيچ مرد و زن مؤمن را در كاري كه خدا و رسول او حكم كنند اراده و اختياري نيست كه رأي خلافي اظهار كنند.
2. همچنين اجماع منقول به خبر مستفيض در اين رابطه وارد شده است; چنان كه از مرحوم نراقي در مستندآمده[1] كه بعضي از فقها اين امررااجماعي دانسته اند; به دليل قول معصوم(عليه السلام) در مقبوله عمربن حنظله: «فاذا حكم بحكمنا فَلم يَقبل مِنه فاِنّما استخفَّ بحكم اللهِ و علينا ردَّ و الرادُّ علينا الرادُّ علَي اللهِ تعالي، و هو علي حدّ الشركِ باللهِ»;[2] چنانچه كسي حكمي از حكم ما را صادر نمايد و از او قبول نگردد، حكم خدا سبك شمرده شده و ما را رد كرده است، و حال آنكه رد بر ما رد بر خداوند متعال است.
صاحب جواهرالكلام نيز به آن روايت استناد نموده است.[3] برخي از فقها معتقدند: طريق اين خبر ضعيف مي باشد; چرا كه در سلسله سند او داودبن حصين قرار دارد، اما چون شهرت بين اصحاب عمل به مضمون اين روايت مي باشد، همين موجب ضعف حديث مزبور شمرده شده است.[4]

